من برگشتم. دلم واسه همتون تنگ شده بود ![]()
نمی دونم قسمت نظرات پست قبلی رو خوندین یا نه. چه چیزایی که بارم نکردن
میخواستم پست هام رو مثل قبل ادامه بدم ولی مگه آخه این دخترا میذارن ! حرف حق هم بهشون
میزنی جوش میارن. تقصیر خودشون نیست، از قدیم گفتن حقیقت تلخه ![]()
پست قبلی اولین پستی بود که به چندتا از نظرها جواب دادم. نمیدونستم که طوفان به پا میشه ![]()
بعضی ها مثل همیشه مطالب رو نخوندن و همین جوری پروندن که وبلاگت قشنگ بود و به ما هم سر بزن
بعضی ها هم که عمدتا دختر خانوما بودن گیرهای الکی دادن
یه جاهایی هم ما شرمنده دوستان شدیم ![]()
۱۳ روز شیراز بودم و برگشتم . روزهای اول که با اجازتون همش مریض بودم
باور کنین ۵ روز تمام داشتم میمردم . معمولا تو ایران مریض نمیشدم واسه همین هم همیشه آب و هوای اینجا رو نفرین میکردم اما این دفعه بر عکس شد !! بعد از اون کم کم سر و کله مهمونا داشت پیدا میشد. ای ... خدا رو شکر خوش گذشت. تا اینکه جمعه برگشتم. هواپیما هم کم نمی لرزید
منم نمی ترسیدم
ولی آخراش بود که اعصابم خورد شد. بعد از اینکه تو هواپیما ناهار خوردیم مهماندار اومده بود ظرف ها رو جمع کنه. تا اینکه رسید به یه مرد عرب. مهماندار بهش گفت ظرفت و بده . عربه هم با کمال پر رویی گفت خودت ورش دار !!! اونم یه چش غره رفت ولی خودش ظرف رو برداشت. نزدیکای دبی که بودیم عربه زد به سرش و می گفت اسم تک تک پرسنل هواپیما رو بدین می خوام شکایت کنم !!!
اول باهاش مدارا کردن ولی وقتی دیدن این عربه نمیفهمه یکی از پرسنل ها اومد و گفت من مدیر همه پرسنل ها هستم. اسم منو بنویس و برو شکایت کن. عربه هم کم آورده بود می گفت نه. بی خیال. حالا اینبار اون مدیره گیر داده بود می گفت باید شکایت کنی ![]()
خوب، نمی خواستم در مورد نظرها چیزی بنویسم. ولی مگه شماها میذارین ! پس بریم :
این اولیش :
1-بالا غیرتا شما پسرا یا شما برادرا چه حالی می کنین وقتی خواهراتون اذیت می کنین ؟خدارو خوش نمی یاد -آخه گذرتون اینطرفا می یوفته ها!؟ کسی به دادتون نرسید نگی نگفتی هاااااااااا
هوای خواهرای گلتونو داشته باشین /می دونم آدم نمی شین اصلا بیخیال /ما که خوشیم حالا شما به خیال خودتون حال مارو بگیرید/
شما دخترها چون پسر نیستین از درک لذت اذیت کردن خواهرا عاجزین
پس خواهشا نپرسین که چه حالی میکنیم ![]()
میلان جون اون جای که گفته بودی دخترا هر چی میبینن می گن ناز
عزیزم این که نظرشونو می دن خیییییییییییییییلی خوبه و این نشونه ای از فهم خانوماس
چون اصولا هر چی به پسرا نشون می دی که نظرشونو بگن عین مجستمه بروبر نگات می کنن تازه دهنشونم می مونه باز /خوب حقم دارن از بچه ها نمی شه توقع زیادی داشت چه برسه فکر کردن ونظر دادن
عزیزم اگه جواب دندون شکنی داشتی و البته جراتشو تو آپ بدی جواب بده نه تو نظرات که کسی نبینه
جالبه نه ؟ اینم یه نمونه از دفاع کردن دخترا از خودشونه ! اگه کسی به یه عروسک گراز
بگه ناز نشونه درک بالای اونه ؟؟
اگه به پسرا نشون بدن یا راحت میگن زشته و یا اگه هم ساکت می مونن به خاطر اینه که نمی خوان دل شما کوچولوها رو بشکونن ![]()
اینم دومیش :
که ما یه مشت بی کاریم بی کارتر از خودت
خداییش هستین دیگه
یه ۱۷ روزی میشد که آپ نکرده بودم. به هر حال شرمنده.
خوش باشین
بای
بازم اومدم. بعد بازیهای خوب تیم ملی گفتم وبلاگ رو آپ کنم. شرمنده که یه کم دیر شد. آخه بعد هر بازی ایران تا ۳ روز بعدش که حالمون خوش نبود
چیزی به ذهنم نمیرسید !
... خوب بگذریم
پایین خره تصمیم گرفتم برم ایران
البته مامانم به زور منو داره میکشونه . می گفت اینجا که همش خوابی، وقتی بیداری هم که خونه نیستی
بیا ایران شاید فرجی شد و این عادت از سرت پرید ( ولی کورخونده ، خودشم میدونه که وقتی برگشتم بازم همان آش و همان کاسه
) دارم میرم شیراز. البته شیرازی نیستما ! بچه یکی از دهات های دورافتاده اطراف شیرازم . البته دهات نیستا. بهش میگن پاریس کوچولو
ولی خوب یه چند روزی میرم شیراز بعدشم با داداشیم بر میگردم .
و اما امشب، امشب میخوام یه کم در مورد نظرهای شما صحبت کنم. پس با اجازه !
این اولیش،
مطالبت رو یه کمی باید نظم بدی و هدف خودت را بهتر برسون من فکر می کنم اگه این طوری عمل بکنی خیلی موفق تریی
راستش من که هیچ هدفی از نوشتن این وبلاگ ندارم. دارم یه سری چرت و پرت واسه بیکارهایی مثل خودم مینویسم که لذت ببرند . تو هم گیر نده حالا !
این یکی رو باش
:
ولی به جاش زمانی که بازی تموم میشه اگه ایران ببره میرم تو خیابون با ماشین بوق بوق بازی و پرچم گرفتن
رفتی بوق بوق بازی ؟؟؟؟ منم ببر ![]()
و سومی !
وب سایتت خیلی با حاله ولی به پای وب سایت من نمیرسه
اوه اوه ! مرسی آقا . لطف داری شما . ولی مگه وبلاگت پا داره که بهش نمیرسه ![]()
و بعدی :
سام.
ماشاالله خوب موندی!!!
چه خوش خواب!!!
شما مگه کجا زندگی می کنی که اینقدر با ناامیدی میحرفی؟
در نا امیدی بسی امید است ! ( درست گفتم ؟؟؟
)
چهارمی :
وبلاگ خیلی توپی داری.
مثه مال خودمه(چشمک)
آبروی وبلاگ منو بردی که !!!!
پنج،
وای چقدر لاغر شدییییییی دوباره
کاش یکم استعداد منو می داشتی
مواظب خودت باش
خواهر هم اذیت نکنی هاااااااااااااااااااااااااا
چه نصیحت خواهرانه ای !!! آخه مگه میشه آدم خواهرش رو اذیت نکنه. باور کنین نمیشه. واااااااااااااااااااااااااااااااااییییییییی چه حالی میده ![]()
ششمی رو !
salam khaste nabashi webe nazi bod
خوب این یکی جای بحث داره. من نمیدونم چرا شما دخترا هر چی میبینین میگین ناز !! یه عروسک
به شکل گراز
رو هم اگه بهشون هدیه کنی میگن آخ، چقدر نازه
حالا این یکی میگه وبلاگت نازه !!!
![]()
دیگه بسه ! آخه میترسم دیگه اصلا نظر ندین
البته اینم بگم شوخی کردماااااااااا ! به کسی بر نخوره ![]()
ان شا الله اگه شد پست بعدی رو از شیراز واستون میفرستم ![]()
اینم واسه کسایی که نظر میدن ![]()
بای بای
بعد از ۸ روز اومدم دوباره آپ کنم !!! این روزها حسابی درگیر جام جهانی هستم . خوش به حالتون شبکه ۳ نشون میده حال میکنین. ما که گرفتاریم
مجبوریم با دوستام جمع شیم و بخریم این شبکه جام جهانی رو.
امشب هم تا صبح داشتم چت میکردم. بعد هم هر چی زور زدم که بخوابم نشد که نشد
دوباره مثل معتادها پا شدم اومدم پای این کامپیوتر
الان هم از فرط بیکاری گفتم یه چی بنویسم تو وبلاگ تا دوستای بیکارتر از خودم بیان بخونن ![]()
ساعت ۶:۴۸ به وقت اینجاست. ۱ ساعت و نیم دیگه باید برم خواهرم رو از مدرسه بیارمش خونه. دیگه اگه وقت شد یه سر هم به تخت خوابم میزنم که بیش از ۱۸ ساعت ندیدمش ! واقعا دلم واسش تنگ شده ![]()
ولی فایده نداره که ... هنوز ۲ ساعت نخوابیدم که مامانم میگه بیا ناهار
کی جون داره پاشه !!! از
این ور تخت خوابم میگه نرو ، از اونور هم غذای همیشه خوشمزه مامانم صدام میزنه
ولی معمولا این شیکمه تخت رو شکست میده
واسه اینه که خیر سرم دارم چاق میشم
وزنم پارسال ۶۵ بوده، امسال شده ۵۴
به شکمم هم خداییش میرسم . خودش که ازم راضیه !! ولی این که چرا چاق نمیشم رو خودمم نمیدونم ![]()
خوب دیگه. واسه امروز کافیه
به امید اینکه هر چه زودتر یه اپسیلن چاق شم ![]()
بای بای
![]()
منم لینکش رو گذاشتم واسه دانلود. هر کی دوست داشت دانلود کنه
![]()
به علت تقاضای زیاد شما عزیزیان مبنی بر به اطلاع رساندن بیوگرافی شخص شخیص خودم
بر آن شدم که ... اصلا بی خیال . به من نیومده با کلاس حرف بزنم. از بچگی ( البته اگه الان من رو بزرگ حساب کنین ! ) انشام خوب نبوده . یادم میاد یه بار واسه پاچه خواری رفتم پیش معلم انشا و گفتم که آقا من از انشا چیزی حالیم نیست.
کم مونده بود منو از مدرسه اخراج کنه
یکی میخواد بهم بگه آخه تو کجات به پاچه خواری اومده !!!
![]()
راستش دوست نداشتم زیاد خودم رو معرفی کنم. اما چه کنیم که دل این همه طرفدار رو نمیشه شکوند ![]()
حالا خودم رو معررفی میکنم..... حال کنین ![]()
اسم : نمی گم
فامیل : بازم نمیگم !!!
اسم مستعار : اینو میگم
میلان
تاریخ تولد : ۲۱/۱/۱۳۶۵
محل تولد : دبی
بسه دیگه ! تا همین جاشم زیادیتونه ![]()
الان هم تو گرمای ۴۰ درجه دبی مشغول کباب شدنیم . دانشجوی سال دوم مهندسی عمران دانشگاه مرگ بر آمریکایی دبی درس میخونم.
اینم از این
-----------------------------------------------
راستی خوش به حالتون. جام جهانی رو میتونین ببینین. قدر کشورمون رو باید بدونیم. این عربای اینجا با این همه پول و ثروت یه جام جهانی واسه مردمشون پخش نمی کنن. البته شبکه ۳ ایران رو داریم ولی جام جهانی رو ایران فقط واسه داخل کشور پخش میکنه
ما هم اگه بخوایم جام جهانی رو ببینیم یا باید ۱۰۰۰ درهم ( ۲۵۰۰۰۰ تومان
) پیاده شیم یا هم باید بریم تو این شیشه ای ها بازی رو ببینیم که اونم هنوز ۵ روز نشده معتاد شیشه میشیم ![]()
حالا دیگه نمی دونم چیکارش کنم ... تا ببینیم خدا چی میخواد.
اینم یه جمله قشنگ که دخترعموم واسم فرستاده بود گفتم شما هم بخونین :
Thirty years from now, it wont matter what shoes you wore, how your hair looked, or the jeans you bought, what will matter is What you learned and how you Used it.
خوب . اینم لینک یه بازی قشنگ برای شما دوستای گلم ![]()
http://www.blash.co.uk/iran_barande_mishe.html
این دفعه دیگه خیلی واستون نوشتم. ببینین ساعت چند دارم آپ میکنم . دیگه خداییش نامردیه نظر ندین
![]()
بای
ضد حال يعني...
1-روز کنکور خواب بمونی!!
2-سربازی بيفتی لب مرز
3-وقتی داری با يکی آشنا ميشی (چت) و کار به شماره ميرسه کارتت تموم شه
4-ضد حال يعنی با 75/9 افتادن
5-وقتی تو ماشين داری افه ميای خاموش کنی.
6-ضد حال يعنی وقتی با دوست دختر دومت ميری بيرون دوست دختر اولت رو ببينی با دوست پسر دومش
آره بازم من اومدم
امتحانام تمام شدن... ولی نمیدونم دعاهای شما چطور بودن که هر چی می گذشت امتحانام بدتر میشدن
البته اگه دعایی در کار بوده
خلاصه ممنونم بابت دعاهای کرده و نکرده شما .
ای خدا رو شکرش. مثل همیشه .
رشتم مهندسی برق بود که میخوام تغییر رشته بدم. مهندسی عمران بخونم. دیگه وای به حال ساختمونایی که من توش دست داشته باشم.
حالا هم دیگه حسابی بیکارم. ترم تابستونه هم حسش نبود بگیرم. تو این گرمای اینجا مگه کسی میتونه درس بخونه
کارم شده اینکه شبا تا صبح بشینم پای کامپیوتر یه سری چرت و پرت بنویسم تو وبلاگ و بدم به خورد شماها
بعدشم تا ساعت ۱:۳۰ ظهر لالا. بعد نهار هم تا نزدیکای غروب تو خونه و بعدشم با دوستام بریم الافی همیشگی ![]()
حالا دیگه نمیدونم بقیه تابستون رو چطور بگذرونم ![]()
خب دیگه خداییش چرت و پرت دیگه ندارم تحویلتون بدم. پس تا پست بعدی
بابای
واسم دعا کنین ![]()
وااااااااااااااای ... امتحان 
سلام ،
من یه مدت به خاطر دلایل سیاسی و اقتصادی و نزدیک شدن به ایام مبارک امتحانات نمی تونم آپ کنم ![]()
اینم واسه فوتبالیا : برین و به علی کریمی به عنوان بهترین بازیکن گروه D جام جهانی رای بدین :
دیشب تو لیگ آلمان ( دسته ۲ ) بازی کردم
باور کنین راست میگم. ولی ۳-۲ باختیم
البته بازی تمام نشد. وقت اضافه بود که مامان بزرگم چند تا لگد نثارم کرد و مجبور شدم از خواب پاشم ![]()
حیف شد بخدا . تازه گرم بازی شده بودما
ساعت ۱:۳۰ صبح بود. ۱۲ ساعت تمام لالا تشریف داشتم
مثل بچه گل رفتم ۱- نمی گم
۲-دست و صورت ۳-مسواک
بعدشم رفتم سر میز ناهار. به به. خداییش مامان جونم دست پختش عالیه ! جاتون خالی بود. آره، خلاصه اینکه نوش جونم ![]()
عصری هم همه از خونه زدن بیرون . من موندم و خیابونا ... پرسه زدن تو میدونااا
oops ، شد آهنگ بنیامین
زیاد گوش دادم آخه
بازی های فوتبال و دیدم و قرار شد برم بیرون با بچه ها بازی میلان و بارسلونا رو ببینیم. بازی هم مساوی شد و خودم ( میلان ) مساوی کرد و حذف شد ![]()
بعدشم اومدم خونه طبق معممول افتادم پای PC .
الانم دارم واسه شما که نه ! واسه خودم آپ میکنم. آخه از تعداد نظراتتون معلومه چقدر چرت و پرتای منو میخونین
خوب دیگه زیاد چرت و پرت گفتم
بهتره برم. الان ساعت اوووووووووووووووه !!!!
۴:۱۳ دقیقه شده . برم لالا .
شما هم اگه خوندین نظر بدین . اگه نظر بدین یه کادو واستون دارم
اینم کادو واسه اونایی که نظر میدن =========> ![]()
![]()
Bye